مقدمه
فلات ایران و دشتهای پراکنده آن گرچه در محدوده خشک کره زمین قرار دارند اما به خاطر قرار گرفتن در چهارراه تمدن های باستان و داشتن چهره های کوهپایه و دشت در کنار چشمه ها و رودخانه های فصلی و دائمی توانسته اند جایگاهی برای زندگی انسانهای اولیه و رشد و نمو شهرنشینی و تمدن های با شکوه بعدی باشند و یقیناً مطالعات باستان شناسی در دشتهای فلات ایران و غارهای نواحی کوهستانی می تواند روشنگر زندگی باستانی بشر در این نواحی باشد با این وجود ما سعی کردیم در حد مقدور به عنوان نگاهی گذرا که می تواند زمینه مطالعات و بحث های بسیاری باشد به بخش کنونی آباده طشک و خاصه شهر آباده در ازمنه مختلف تاریخی توجه بکنیم و میدانیم که این نوشته دارای کمبودها و امکان بررسی های بسیار است، لذا دست یاری به سوی همه علاقمندان دراز کرده و خواهان روشن کردن زوایای تاریک تاریخ گذشته این قسمت از ایران اسلامی هستیم در این مطالعه علاوه بر کتب مختلفی که گاه از آنها مستقیم و گاه بصورت غیر مستقیم استفاده نمودیم از فرهنگ عامه و خاطرات معمرین هم بهره مند شدیم که از ایشان سپاسگزاری می نمائیم.
وجه تسمیه:
کلمه آباد از فارسی میانه آپات «A-Pat» گرفته شده است که این کلمه نیز می تواندازریشه باستانی «ap-pa-Ta» باشد.ترکیب حاضرازسه جزء ساخته شده است به این شرح «a» پیشوند تأکید، «pa » ریشه فعل به معنی نگهداری و مراقبت کردن (در اینجا به معنی اباد و معمور بودن) و «Ta» پسوند صفت(گاه مفعولی وگاه فاعلی)که این واژه مرکب «آپاته» یک صفت است ودر اینجا جای اسم راگرفته و به معنی جایی می باشد که ایستاده و آباد و مسکون است. همچنین گاه در نگارش و تلفظ فارسی میانه ak+a-pat (پسوند مکان) هم آمده است که مفهوم مکان آباد را می رساند، در این صورت آباده می تواند تغییر شکل یافته آپاتک باشد.
البته در دوره حاضر به علت اینکه حداقل 3 آباده یکی در اصفهان دیگری در بخش سرچهان و درنزدیکی مزایجان و سوم آباده فوق الذکر در استان فارس قرار دارند پس هر یک را به نام روستا یا شهری در مجاورت آن می خوانند تا بتوان آنها را از هم تمیز داد و به همین دلیل آباده موضوع بحث به نام روستايی مجاور آن به نام آباده طشک موسوم شده است.
به استناد منابع و اسناد موجود سکونت در دشت آباده طشک به هزاره اول قبل از میلاد باز می گردد گر چه در صفحه 60 جستاری در پیشینه دانش کیهان و زمین در ایران به نقل از یک دانشمند اروپایی ادعا شده است که دریاچه ی بختگان در ابتدا شیرین بوده و انسان های اولیه در اطراف آن خاصه در شمال(دشت آباده طشک)و شرق دریاچه سکونت داشته اند ، سکونت گروههای کرد چادر نشین از عصر هخامنشی در اطراف دریاچه ی بختگان مورد توجه بسیاری از تاریخ نویسان بوده چه آنکه مرحوم سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران به این مطالب اشاره می نماید.
همچنین آثار آتشکده های قدیمی که ساختمان تعدادی از آنها تا چندی قبل پا برجا بوده و بسیاری از افراد آنها را دیده و به خاطر دارند و وجود قبرستان های متروکه ای که جهت و نحوه دفن مردگان در آن بصورت معمول سنت اسلامی دفن مردگان نبوده و به قبور کفار معروف بوده و در جای جای دشت آباده بصورت پراکنده وجود دارند شاهد این قدمت تاریخی است.
از جمله دیگر آثار دوره قبل از اسلام در منطقه فوق الذکر بناهای معروف به چهارطاقی می باشد که هنوز یکی از آنها در روستاهای «دهمورد» و در مجاورت مدفن امامزاده یوسف دهمورد موجود است. همچنین سنگ نوشته ای که احتمالاً مربوط به عصر اشکانی بوده و تصویر آن در اختیار نگارنده می باشد از جمله این آثار است.
در اطراف شهر کنونی آباده طشک، روستای طشک، جزین، کوشکک، دهمورد و .... آثار قلعه های نظامی قدیمی و سنگ نوشته های قدیمی (مثلاً سنگ نوشته کندر) شاهدی بر قدمت تاریخی منطقه است.
از دیگر شواهد قدمت یک منطقه وجود داستان ها و تصنیفات قدیمی در فرهنگ عامیانه مردم میباشد که تصنیفات و داستان های قدیم مردم این خطه شاهد وجود شهری عظیم به نام « گزین » میباشد که دروازه های دوگانه آن به سمت شرق و غرب که مسیر جاده تاریخی شیراز - کرمان را مد نظر دارد در قسمتی از تصنیف معرفی گردیده است: « دو دروازه دارد شهر گزین یکی در جلو در یکی در کمین » .
و معمرین از قول اجداد خود شرح می دهند که این شهر قدیمی جمعیتی چند صد هزار نفری رادر خود جای داده است وشاید باتوجه به مراکز قدیمی سکونت، مظهر قناتهای معمور و مخروبه و محل قبرستان های باستانی و همچنین وجود ته ستون های بسیار شبیه به ته ستون های موجود در تخت جمشید و پاسارگاد ( البته نه دقیقاً به اندازه ته ستون های تخت جمشید و پاسارگاد ) وجود چنین شهری نیز خالی از توجیه نباشد.
مرحوم سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران می نویسد:
« از زمان هخامنشیان در میان طوایف چادرنشین فارس ما به نام کرد بر می خوریم . در دوره ساسانیان بیشتر کردها در نواحی مرکزی ایران در میان اصفهان و آباده میزیسته اند و طوایف دیگری در اطراف دریاچه «بختگان» تا دل کرمان بودهاند . دلایل بسیار هست که اصلا ساسانیان کرد بوده اند و بی هیچ شکی لااقل مادر اردشیر بابکان دختر یکی از پیشوایان قبایل کرد ناحیه نیریز آباد طشك (بختگان ) بوده است » .
که این مطلب اگر نه اینکه می تواند دلیل بر این باشد که مادر موسس سلسله ساسانی از کردهای ساکن منطقه مذکور است حداقل دلیل بر سکونت کردها ، تا عصر ساسانی در ساحل بختگان میباشد و دقت در نمای طبیعی منطقه نیز می تواند شاهد بر سکونت کوچ نشینان رمه گردان از اعصار قبل در این ناحیه باشد چرا که وجود کوهستان های « خان » و « وول » با کوهپایه ها و مراتع آن و چهره دشت و دریاچه ها و چشمه های روان که منطقه ای مرکب از قشلاق و ییلاق کنار هم را ایجاد کرده برای سکونت دامداران محیطی بسیار خوب را فراهم می سازد که با توجه به قرار گرفتن دشت مذکور در محل اتصال استان های کرمان، فارس و یزد این نقش بصورت برجسته تری نمایان می شود
آباده طشک در دوره اسلامی
در عصر استیلای اسلام به علت گسست تاریخی که برای مدتی در همه ایران بوجود آمد و کم شدن تجارت و کشاورزی و از بین رفتن راههای مواصلاتی مهم بطور طبیعی اطلاعات تاریخی بصورت پراکنده و بعضاً کم رنگ گزارش شده است اما معمولاً اطلاعات مربوط به مناطق مختلف در قالب کتب جغرافیایی مثل حدود العالم، المسالک و الممالک ها – احسن التقاسیم- معجم البلدان- نزهة القلوب ... فارسنامه ها و بعضی تواریخ محلی ثبت شده است.
لسترنج در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی ضمن اشاره به ارزش دریاچه بختگان (شاید از نام افسانه ای بختگان که اصالتاً از نام پدر بوزرجمهر حکیم گرفته شده باشد )در زمینه ی سکونت اقوام در حاشیه آن و اشاره به نام دریاچه ی طشک در قرون وسطی که آن را « باسفویه » یا « چوپانان » می خوانده اند و فراوانی ماهی در دریاچه در این دوره به استناد کتب ابن خرداد به، قدامه اصطخری، مقدسی، ابن بلخی ، حمدالله مستوفی و قزوینی، می نویسد: « سه راه چاهک بزرگ به اصطخر در ساحل شمالی قسمتی از دریاچه ی بختگان که دریاچه باسفویه یا چوپانان نام داشت دو شهر بود که در قرون وسطی اهمیت زیادی داشتند ولی امروز اثری از آنها در نقشه ها نیست» یکی از این دو در شش فرسخی یا هشت فرسخی چاهک بزرگ بود و بدنجان نام داشت و قریه آس نیز خوانده می شد و حمدالله مستوفی آن را به فارسی دیه مورد ضبط کرده و در روستای آن گندم و مورد فراوان به عمل می آید.در سمت مغرب دیه مورد بفاصله شش یا هفت فرسخ بالای آن سر راه اصطخر قریه عبدالرحمن که به آن آباده نیز می گفتند واقع بود . این شهر در ولایت بُرم واقع بود و خانه ها و کاخهای خوب داشت . قزوینی گوید آب چاههای آن شهر کاسته نمی شدوگاهی به اندازهای بالا می آمد که از سر چاه بیرون می ریخت وسپس پایین میرفت . در زمان سلجوقیان آباده قلعهای مستحکم داشت که با آلات حرب و آب انبارهای بزرگ مجهز بود.
آنچه مسلم است با شروع حکومت های مقتدر در ایرن مثل هرجای دیگر کم کم امنیت راهها و تجارت تأمین گردیده و شهرهایی که در مسیر راههای تجارتی بودند و از نظر طبیعی هم مورد بی مهری طبیعت واقع نشده بودند رشد کرده و دوباره نام آنها در کتب مختلف مشاهده می شود و آباده طشک هم که در مسیر تجارتی شیراز کرمان بوده در عصر سلطه سلجوقیان و امنیت حاصله، دوباره دوران شکوفایی را تجربه کرده و به شهری آباد با قلعه های استوار تبدیل گردیده و روستاهای مجاور آن نیز از این امر مستثنی نیستند، چه نام دهمورد و چند آبادی دیگر آن نیز در کتبی چون فارسنامه ابن بلخی که خود مستوفی مالیاتی ابوشجاع محمدبن ملکشاه سلجوقی بوده دیده می شود. وی در چند جای کتاب ارزشمند خود که سابقه هزارساله دارد از این منطقه نام می برد از جمله در شرح کورتهای فارس (ایالات فارس) در بیان کوره اصطخر می نویسد: «آباده شهرکی است با قلعه استوار و هوای معتدل دارد و آب آن از فیض رود کر است و نزدیک آن دریاست و انگور بسیار خیزد و نزدیک ولایت حسویه است و آبادانست.»
و چون قبلاً ولایت حسویه را در نزدیکی نی ریز و خیر شرح داده و از هوای معتدل صحبت می کند پس حتماً بحث آباده واقع در راه اصفهان منتفی است و البته ابن مستوفی توانمند در قسمت مربوط به شرح دریاهای فارس از دریاچه بختگان نام برده و می نویسد: «از آباده و خیر و نیریز و خبرز آن اعمال بساحل آن بسی مسافت نیست و این بحیره نمکلاخ است و دور آن بیست فرسنگ باشد.» .
و همچنین قلعه آباده را شرح داده و در بیان راههای فارس که راه شیراز به سمت کرمان را منزل به منزل توصیف مینماید در منزل سوم پس از سربند عضدی و منزل دیه خوار از منزل آباده نام میبرد که با منازل قبل هر کدام به ترتیب دو و بیست و تا شیراز سی فرسنگ فاصله دارد (فاصله قریب به 180 کیلومتری که اکنون با جاده های جدید موجود این فاصله 165 کیلومتر است) و پس از آن منزل دیه مورد (دهمورد کنونی) را با شش فرسنگ از آباده مشخص میکند.
البته همانگونه که میدانیم در عصر سلجوقی علی رغم امنیت و یکپارچگی ایران و توانمندی حکومت مرکزی کم کم شیعیان اسماعیلی با تسلط بر نواحی کوهستانهای صعب العبور توانستند برای خود دولتی درون دولت سلجوقی ترتیب داده و مناطق کوهستانی و غیر قابل دسترس را زیر نظر خود بیاورند شاید نگاهی به آب انبارهای سه گانه قلات روستای طشک (در هشت کیلومتری شهر آباده طشک) و باقیمانده قلعه ساروجی اطراف این قلات و آثار قبرها و خانه های روی این تپه بتواند برای افرادی که دستی در مطالعات تاریخی دارند نشانگر تسلط اسماعیلیان در این ناحیه کوهستانی از منطقه آباده طشک باشد.
آباده طشک در دوره معاصر
آباده طشک که به نقل حمدالله مستوفی در ولایت بُرم واقع بوده و ابن بلخی آن را جزء کوره اصطخر تقسیم بندی می کند در اولین تقسیم بندیهای سیاسی ایران به عنوان یک بلوک مستقل شناسایی شد. اما سرنوشت این بلوک که روزگاری در تاریخ افسانه ای خود شهرهای پر جمعیت چند صدهزار نفری داشته و یا با سکونت اولین انسانهای ساکن در فارس گوی سبقت از همگنان ربوده بود با شروع عصر زندیه و حکومت ایشان دگرگون میشود چرا که پس از به هم خوردن اتحاد سه جانبه خوانین لر (کریم خان – علی مردان خان- ابوالفتح خان) و شکست علی مردان خان رئیس لرهای بختیاری، کریم خان خاندان علی مردان خان و طوایف وابسته به وی را به نواحی دور و نزدیک کوچ داده که حاصل آن کوچ ایل لشنی به ناحیه آباده طشک میباشد و این خود موجب تغییراتی در تاریخ و ترکیب قومی و لهجه و زبان و ... مردم ناحیه میشود شاهد این مهاجرت و سکونت خاندان علی مردان خان به جز سنگ قبرهای فراوان قبرستان قدیمی آباده با نامهای علی مردان و القاب و پسوندهای لری آن، ترکیب قومی کنونی منطقه میباشد که ایل لشنی با پسوند طایفه ای وند مرکب از دوازده خانواده که مهمترین آنها عبدالله وند، نجیب وند، شهوند، الیاس وند، بهمن وند، خیرخیر وند، یزدان وند و... و لهجه لری و معیشت دامپروری و کوچ نشینی بوده اند و حتی در تغییر نام مناطق ییلاقی کوهستانی منطقه به اسامی معروف کوهستانهای بختیاری هم کوتاهی نکرده و کنده کرا، دال نشین (دال خانی) و... را در سرزمین جدید هویتی تازه بخشیده اند.
در این دوران ترکیب جدید جمعیتی با سکنای گروه های ترک زبان چهار راهی ها، عربها، جشنیها و سادات هویت جدیدی به منطقه داده و دیگر خبری جدی از اکراد عهد قدیم و حتی دوره های استیلای شبانکاره نیست.
میرزا حسن حسینی فسایی در کتاب فارسنامه ناصری طوایف متفرقه در منطقه علی دوره قاجاریه را به سه دسته تقسیم میکند:
1- چهارراهی که اصل آنها را خلج بلوک قونقری و معیشت آنها را از دامپروری کوچ نشین دانسته و قشلاق آنها را در جزایر دریاچه بختگان میداند.
2- جشنی که اصل آنها از خلج قونقری بوده همگی چادر نشین میباشند و قشلاق خود را در جزایر دریاچه بختگان میگذرانند.
3- طایفه لشنی که از دهات خفرک و مرودشت تا بلوک آباده طشک ییلاق و قشلاق میکنند و معیشت عده ای از ایشان هم از زراعت بوده است.
حاج زین العابدین شیروانی هم در کتاب بستان السیاحه سه آباده را در اقلیم فارسی نام میبرد که آباده طشک را در شمال بحیره ای شور، در راه کرمان و مسکنی طایفه لشنی معرفی مینماید.
با ظهور مشکلات در اواخر دوره قاجاریه و ظهور مشروطیت شرایطی فراهم شد که ایلات لشنی و چهارراهی که در دشت آباده و دشت سرچهان ساکن بودند به یزد حمله کرده و آن شهر را برای مدتی تصرف نموده و غارت کنند و علی رغم تلاشهای زیاد، نصیرخان بختیاری حاکم یزد (معروف به سردار جنگ بختیاری) در اولین مدافعات توفیقی نیافت و تا زمانی که بوسیله پول و قولهای فراوان بین خوانین طوایف لشنی و چهارراهی تفرقه ایجاد ننمود موفق به پیروزی نشد اما با اختلاف افکندن بین خوانین مذکور پس از زد و خوردهای خونین ایل چهارراهی را در دشت سرچهان شکست داده و از راه گدار خالص به آباده طشک آمده ایلات لشنی نیز پس از تفرقه حاصله توان مقاومت در برابر توپها و لشکر سردار جنگ که بوسیله دولت مرکزی تقویت شده بود را نداشته شکست سنگینی خوردند و نهایتاً با تبعید باقیمانده افراد لشنی به قم، ورامین و مشهد و بخشیدن مراتع، دشت و کوهستانهای آباده به اعراب خمسه به طور موقت غائله خاتمه یافت شرح جنگلهای سردار جنگ بختیاری با ایلات چهارراهی و لشنی در دیوان فرخی یزدی موجود است. البته پس از مدتی مجدداً گروه های متواری لشنی که در کوهستانهای اطراف پنهان شده بودند با حمله به اعراب خمسه و سپس پرداختن مقداری پول مراتع خود را پس گرفتند ولی آثار این گسست تاریخی، کم شدن جمعیت، قدرت، توان و شخصیتهای موثر و توانمند منطقه تا سالیان سال باقی ماند.
یکی از اتفاقات مهم دیگر در تاریخ معاصر آباده طشک مربوط به حمله قوای انگلیس موسوم به اس-پی-آر به شهر نیریز در حدود سالهای 7-1296 ه.ش میباشد که مردم آباده طشک را بر آن داشت تا با فرماندهی یکی از خوانین خود به نام سیف الله (از اجداد خانواده منفرد) در اعتراض به حضور بیگانگان در منطقه و برای کمک رساندن به اهالی نی ریز به قلعه ایشان (S.P.R) در نی ریز شبیخون زده و به انگلیسیهای مستقر در آنجا تلفات و صدماتی وارد نمایند که نتیجه این عملیات جسورانه سرکوب ایل لشنی و تصرف آباده طشک توسط سپاه ایشان در منطقه بود که در بین مردم به سال «سوجری» معروف گشته و هنوز خاطره صدمات و کشتارهای آن حمله در اذهان معمرین باقی است و کتاب وقایع التفاقیه (گزارش خفیه نویسان انگلیسی اثر سعیدی سیرجانی) و کتاب تاریخ ایران سرپرسی سایکس دارای مطالبی پیرامون این سرکوب میباشند.
كتابنامه
كتبي كه بعضي مطالب آنها در نوشته حاضر بطور مستقيم يا غير مستقيم استفاده شده بود عبارتند از:
1- ابن بلخي، فارسنامه، (مصحح لسترنج و نيكلمن) توضيح و تحشيه از دكتر منصور رستگار فسايي، شيراز، بنياد فارسي شناسي،1374 ش.
2- ابن خرداد به، ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله، المسالك و الممالك.
3- اصطخري، ابواسحاق ابراهيم بن محمدالفارسي، مسالك الممالك.
4- حسيني فسايي، ميرزا حسين، فارسنامه ناصري، به كوشش دكتر منصور رستگار فسايي،تهران، اميركبير، 1367ش.
5- حمدالله مستوفي قزويني، نزههالقلوب، به كوشش محمد دبير سياقي، تهران، انتشارات كتابخانه طهوري 1336ش.
6- سايكس، سرپرستي، تاريخ ايران، ترجمه محمد تقي فخرداعي گيلاني، تهران، دنياي كتاب، 1362ش.
7- شيرواني (شرواني)، زين العابدين، بستان السياحه، انتشارات كتابخانه سينايي، چاپ اول.
8- فرخي يزدي، ديوان اشعار.
9- قزويني، زكريا بن محمد، آثار البلاد و اخبار العباد.
10- لسترنج، گي، جغرافياي تاريخي و سرزمينهاي خلافت شرقي، ترجمه محمود عرفان، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ ششم، 1383 ش.
11- مقدسي، ابوعبدالله محمد بن احمد، احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، ترجمه علينقي منزوي، تهران، 1361ش.
12- نفيسي، سعيد، تاريخ اجتماعي و سياسي ايران در دوره معاصر، تهران، انتشارات بنياد، چاپ چهارم، 1361ش.
13- وقايع التفاقيه- مجموعه گزارشهاي خفيه نويسان انگليس در ولايت جنوبي ايران از سال 1291 تا 1322 قمري به كوشش سعيدي سيرجاني، تهران نشر نو،1361 هـ .ش.
14- ياقوت حموي، شهاب الدين ابوعبدالله، معجم البلدان.
فلات ایران و دشتهای پراکنده آن گرچه در محدوده خشک کره زمین قرار دارند اما به خاطر قرار گرفتن در چهارراه تمدن های باستان و داشتن چهره های کوهپایه و دشت در کنار چشمه ها و رودخانه های فصلی و دائمی توانسته اند جایگاهی برای زندگی انسانهای اولیه و رشد و نمو شهرنشینی و تمدن های با شکوه بعدی باشند و یقیناً مطالعات باستان شناسی در دشتهای فلات ایران و غارهای نواحی کوهستانی می تواند روشنگر زندگی باستانی بشر در این نواحی باشد با این وجود ما سعی کردیم در حد مقدور به عنوان نگاهی گذرا که می تواند زمینه مطالعات و بحث های بسیاری باشد به بخش کنونی آباده طشک و خاصه شهر آباده در ازمنه مختلف تاریخی توجه بکنیم و میدانیم که این نوشته دارای کمبودها و امکان بررسی های بسیار است، لذا دست یاری به سوی همه علاقمندان دراز کرده و خواهان روشن کردن زوایای تاریک تاریخ گذشته این قسمت از ایران اسلامی هستیم در این مطالعه علاوه بر کتب مختلفی که گاه از آنها مستقیم و گاه بصورت غیر مستقیم استفاده نمودیم از فرهنگ عامه و خاطرات معمرین هم بهره مند شدیم که از ایشان سپاسگزاری می نمائیم.
وجه تسمیه:
کلمه آباد از فارسی میانه آپات «A-Pat» گرفته شده است که این کلمه نیز می تواندازریشه باستانی «ap-pa-Ta» باشد.ترکیب حاضرازسه جزء ساخته شده است به این شرح «a» پیشوند تأکید، «pa » ریشه فعل به معنی نگهداری و مراقبت کردن (در اینجا به معنی اباد و معمور بودن) و «Ta» پسوند صفت(گاه مفعولی وگاه فاعلی)که این واژه مرکب «آپاته» یک صفت است ودر اینجا جای اسم راگرفته و به معنی جایی می باشد که ایستاده و آباد و مسکون است. همچنین گاه در نگارش و تلفظ فارسی میانه ak+a-pat (پسوند مکان) هم آمده است که مفهوم مکان آباد را می رساند، در این صورت آباده می تواند تغییر شکل یافته آپاتک باشد.
البته در دوره حاضر به علت اینکه حداقل 3 آباده یکی در اصفهان دیگری در بخش سرچهان و درنزدیکی مزایجان و سوم آباده فوق الذکر در استان فارس قرار دارند پس هر یک را به نام روستا یا شهری در مجاورت آن می خوانند تا بتوان آنها را از هم تمیز داد و به همین دلیل آباده موضوع بحث به نام روستايی مجاور آن به نام آباده طشک موسوم شده است.
به استناد منابع و اسناد موجود سکونت در دشت آباده طشک به هزاره اول قبل از میلاد باز می گردد گر چه در صفحه 60 جستاری در پیشینه دانش کیهان و زمین در ایران به نقل از یک دانشمند اروپایی ادعا شده است که دریاچه ی بختگان در ابتدا شیرین بوده و انسان های اولیه در اطراف آن خاصه در شمال(دشت آباده طشک)و شرق دریاچه سکونت داشته اند ، سکونت گروههای کرد چادر نشین از عصر هخامنشی در اطراف دریاچه ی بختگان مورد توجه بسیاری از تاریخ نویسان بوده چه آنکه مرحوم سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران به این مطالب اشاره می نماید.
همچنین آثار آتشکده های قدیمی که ساختمان تعدادی از آنها تا چندی قبل پا برجا بوده و بسیاری از افراد آنها را دیده و به خاطر دارند و وجود قبرستان های متروکه ای که جهت و نحوه دفن مردگان در آن بصورت معمول سنت اسلامی دفن مردگان نبوده و به قبور کفار معروف بوده و در جای جای دشت آباده بصورت پراکنده وجود دارند شاهد این قدمت تاریخی است.
از جمله دیگر آثار دوره قبل از اسلام در منطقه فوق الذکر بناهای معروف به چهارطاقی می باشد که هنوز یکی از آنها در روستاهای «دهمورد» و در مجاورت مدفن امامزاده یوسف دهمورد موجود است. همچنین سنگ نوشته ای که احتمالاً مربوط به عصر اشکانی بوده و تصویر آن در اختیار نگارنده می باشد از جمله این آثار است.
در اطراف شهر کنونی آباده طشک، روستای طشک، جزین، کوشکک، دهمورد و .... آثار قلعه های نظامی قدیمی و سنگ نوشته های قدیمی (مثلاً سنگ نوشته کندر) شاهدی بر قدمت تاریخی منطقه است.
از دیگر شواهد قدمت یک منطقه وجود داستان ها و تصنیفات قدیمی در فرهنگ عامیانه مردم میباشد که تصنیفات و داستان های قدیم مردم این خطه شاهد وجود شهری عظیم به نام « گزین » میباشد که دروازه های دوگانه آن به سمت شرق و غرب که مسیر جاده تاریخی شیراز - کرمان را مد نظر دارد در قسمتی از تصنیف معرفی گردیده است: « دو دروازه دارد شهر گزین یکی در جلو در یکی در کمین » .
و معمرین از قول اجداد خود شرح می دهند که این شهر قدیمی جمعیتی چند صد هزار نفری رادر خود جای داده است وشاید باتوجه به مراکز قدیمی سکونت، مظهر قناتهای معمور و مخروبه و محل قبرستان های باستانی و همچنین وجود ته ستون های بسیار شبیه به ته ستون های موجود در تخت جمشید و پاسارگاد ( البته نه دقیقاً به اندازه ته ستون های تخت جمشید و پاسارگاد ) وجود چنین شهری نیز خالی از توجیه نباشد.
مرحوم سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران می نویسد:
« از زمان هخامنشیان در میان طوایف چادرنشین فارس ما به نام کرد بر می خوریم . در دوره ساسانیان بیشتر کردها در نواحی مرکزی ایران در میان اصفهان و آباده میزیسته اند و طوایف دیگری در اطراف دریاچه «بختگان» تا دل کرمان بودهاند . دلایل بسیار هست که اصلا ساسانیان کرد بوده اند و بی هیچ شکی لااقل مادر اردشیر بابکان دختر یکی از پیشوایان قبایل کرد ناحیه نیریز آباد طشك (بختگان ) بوده است » .
که این مطلب اگر نه اینکه می تواند دلیل بر این باشد که مادر موسس سلسله ساسانی از کردهای ساکن منطقه مذکور است حداقل دلیل بر سکونت کردها ، تا عصر ساسانی در ساحل بختگان میباشد و دقت در نمای طبیعی منطقه نیز می تواند شاهد بر سکونت کوچ نشینان رمه گردان از اعصار قبل در این ناحیه باشد چرا که وجود کوهستان های « خان » و « وول » با کوهپایه ها و مراتع آن و چهره دشت و دریاچه ها و چشمه های روان که منطقه ای مرکب از قشلاق و ییلاق کنار هم را ایجاد کرده برای سکونت دامداران محیطی بسیار خوب را فراهم می سازد که با توجه به قرار گرفتن دشت مذکور در محل اتصال استان های کرمان، فارس و یزد این نقش بصورت برجسته تری نمایان می شود
آباده طشک در دوره اسلامی
در عصر استیلای اسلام به علت گسست تاریخی که برای مدتی در همه ایران بوجود آمد و کم شدن تجارت و کشاورزی و از بین رفتن راههای مواصلاتی مهم بطور طبیعی اطلاعات تاریخی بصورت پراکنده و بعضاً کم رنگ گزارش شده است اما معمولاً اطلاعات مربوط به مناطق مختلف در قالب کتب جغرافیایی مثل حدود العالم، المسالک و الممالک ها – احسن التقاسیم- معجم البلدان- نزهة القلوب ... فارسنامه ها و بعضی تواریخ محلی ثبت شده است.
لسترنج در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی ضمن اشاره به ارزش دریاچه بختگان (شاید از نام افسانه ای بختگان که اصالتاً از نام پدر بوزرجمهر حکیم گرفته شده باشد )در زمینه ی سکونت اقوام در حاشیه آن و اشاره به نام دریاچه ی طشک در قرون وسطی که آن را « باسفویه » یا « چوپانان » می خوانده اند و فراوانی ماهی در دریاچه در این دوره به استناد کتب ابن خرداد به، قدامه اصطخری، مقدسی، ابن بلخی ، حمدالله مستوفی و قزوینی، می نویسد: « سه راه چاهک بزرگ به اصطخر در ساحل شمالی قسمتی از دریاچه ی بختگان که دریاچه باسفویه یا چوپانان نام داشت دو شهر بود که در قرون وسطی اهمیت زیادی داشتند ولی امروز اثری از آنها در نقشه ها نیست» یکی از این دو در شش فرسخی یا هشت فرسخی چاهک بزرگ بود و بدنجان نام داشت و قریه آس نیز خوانده می شد و حمدالله مستوفی آن را به فارسی دیه مورد ضبط کرده و در روستای آن گندم و مورد فراوان به عمل می آید.در سمت مغرب دیه مورد بفاصله شش یا هفت فرسخ بالای آن سر راه اصطخر قریه عبدالرحمن که به آن آباده نیز می گفتند واقع بود . این شهر در ولایت بُرم واقع بود و خانه ها و کاخهای خوب داشت . قزوینی گوید آب چاههای آن شهر کاسته نمی شدوگاهی به اندازهای بالا می آمد که از سر چاه بیرون می ریخت وسپس پایین میرفت . در زمان سلجوقیان آباده قلعهای مستحکم داشت که با آلات حرب و آب انبارهای بزرگ مجهز بود.
آنچه مسلم است با شروع حکومت های مقتدر در ایرن مثل هرجای دیگر کم کم امنیت راهها و تجارت تأمین گردیده و شهرهایی که در مسیر راههای تجارتی بودند و از نظر طبیعی هم مورد بی مهری طبیعت واقع نشده بودند رشد کرده و دوباره نام آنها در کتب مختلف مشاهده می شود و آباده طشک هم که در مسیر تجارتی شیراز کرمان بوده در عصر سلطه سلجوقیان و امنیت حاصله، دوباره دوران شکوفایی را تجربه کرده و به شهری آباد با قلعه های استوار تبدیل گردیده و روستاهای مجاور آن نیز از این امر مستثنی نیستند، چه نام دهمورد و چند آبادی دیگر آن نیز در کتبی چون فارسنامه ابن بلخی که خود مستوفی مالیاتی ابوشجاع محمدبن ملکشاه سلجوقی بوده دیده می شود. وی در چند جای کتاب ارزشمند خود که سابقه هزارساله دارد از این منطقه نام می برد از جمله در شرح کورتهای فارس (ایالات فارس) در بیان کوره اصطخر می نویسد: «آباده شهرکی است با قلعه استوار و هوای معتدل دارد و آب آن از فیض رود کر است و نزدیک آن دریاست و انگور بسیار خیزد و نزدیک ولایت حسویه است و آبادانست.»
و چون قبلاً ولایت حسویه را در نزدیکی نی ریز و خیر شرح داده و از هوای معتدل صحبت می کند پس حتماً بحث آباده واقع در راه اصفهان منتفی است و البته ابن مستوفی توانمند در قسمت مربوط به شرح دریاهای فارس از دریاچه بختگان نام برده و می نویسد: «از آباده و خیر و نیریز و خبرز آن اعمال بساحل آن بسی مسافت نیست و این بحیره نمکلاخ است و دور آن بیست فرسنگ باشد.» .
و همچنین قلعه آباده را شرح داده و در بیان راههای فارس که راه شیراز به سمت کرمان را منزل به منزل توصیف مینماید در منزل سوم پس از سربند عضدی و منزل دیه خوار از منزل آباده نام میبرد که با منازل قبل هر کدام به ترتیب دو و بیست و تا شیراز سی فرسنگ فاصله دارد (فاصله قریب به 180 کیلومتری که اکنون با جاده های جدید موجود این فاصله 165 کیلومتر است) و پس از آن منزل دیه مورد (دهمورد کنونی) را با شش فرسنگ از آباده مشخص میکند.
البته همانگونه که میدانیم در عصر سلجوقی علی رغم امنیت و یکپارچگی ایران و توانمندی حکومت مرکزی کم کم شیعیان اسماعیلی با تسلط بر نواحی کوهستانهای صعب العبور توانستند برای خود دولتی درون دولت سلجوقی ترتیب داده و مناطق کوهستانی و غیر قابل دسترس را زیر نظر خود بیاورند شاید نگاهی به آب انبارهای سه گانه قلات روستای طشک (در هشت کیلومتری شهر آباده طشک) و باقیمانده قلعه ساروجی اطراف این قلات و آثار قبرها و خانه های روی این تپه بتواند برای افرادی که دستی در مطالعات تاریخی دارند نشانگر تسلط اسماعیلیان در این ناحیه کوهستانی از منطقه آباده طشک باشد.
آباده طشک در دوره معاصر
آباده طشک که به نقل حمدالله مستوفی در ولایت بُرم واقع بوده و ابن بلخی آن را جزء کوره اصطخر تقسیم بندی می کند در اولین تقسیم بندیهای سیاسی ایران به عنوان یک بلوک مستقل شناسایی شد. اما سرنوشت این بلوک که روزگاری در تاریخ افسانه ای خود شهرهای پر جمعیت چند صدهزار نفری داشته و یا با سکونت اولین انسانهای ساکن در فارس گوی سبقت از همگنان ربوده بود با شروع عصر زندیه و حکومت ایشان دگرگون میشود چرا که پس از به هم خوردن اتحاد سه جانبه خوانین لر (کریم خان – علی مردان خان- ابوالفتح خان) و شکست علی مردان خان رئیس لرهای بختیاری، کریم خان خاندان علی مردان خان و طوایف وابسته به وی را به نواحی دور و نزدیک کوچ داده که حاصل آن کوچ ایل لشنی به ناحیه آباده طشک میباشد و این خود موجب تغییراتی در تاریخ و ترکیب قومی و لهجه و زبان و ... مردم ناحیه میشود شاهد این مهاجرت و سکونت خاندان علی مردان خان به جز سنگ قبرهای فراوان قبرستان قدیمی آباده با نامهای علی مردان و القاب و پسوندهای لری آن، ترکیب قومی کنونی منطقه میباشد که ایل لشنی با پسوند طایفه ای وند مرکب از دوازده خانواده که مهمترین آنها عبدالله وند، نجیب وند، شهوند، الیاس وند، بهمن وند، خیرخیر وند، یزدان وند و... و لهجه لری و معیشت دامپروری و کوچ نشینی بوده اند و حتی در تغییر نام مناطق ییلاقی کوهستانی منطقه به اسامی معروف کوهستانهای بختیاری هم کوتاهی نکرده و کنده کرا، دال نشین (دال خانی) و... را در سرزمین جدید هویتی تازه بخشیده اند.
در این دوران ترکیب جدید جمعیتی با سکنای گروه های ترک زبان چهار راهی ها، عربها، جشنیها و سادات هویت جدیدی به منطقه داده و دیگر خبری جدی از اکراد عهد قدیم و حتی دوره های استیلای شبانکاره نیست.
میرزا حسن حسینی فسایی در کتاب فارسنامه ناصری طوایف متفرقه در منطقه علی دوره قاجاریه را به سه دسته تقسیم میکند:
1- چهارراهی که اصل آنها را خلج بلوک قونقری و معیشت آنها را از دامپروری کوچ نشین دانسته و قشلاق آنها را در جزایر دریاچه بختگان میداند.
2- جشنی که اصل آنها از خلج قونقری بوده همگی چادر نشین میباشند و قشلاق خود را در جزایر دریاچه بختگان میگذرانند.
3- طایفه لشنی که از دهات خفرک و مرودشت تا بلوک آباده طشک ییلاق و قشلاق میکنند و معیشت عده ای از ایشان هم از زراعت بوده است.
حاج زین العابدین شیروانی هم در کتاب بستان السیاحه سه آباده را در اقلیم فارسی نام میبرد که آباده طشک را در شمال بحیره ای شور، در راه کرمان و مسکنی طایفه لشنی معرفی مینماید.
با ظهور مشکلات در اواخر دوره قاجاریه و ظهور مشروطیت شرایطی فراهم شد که ایلات لشنی و چهارراهی که در دشت آباده و دشت سرچهان ساکن بودند به یزد حمله کرده و آن شهر را برای مدتی تصرف نموده و غارت کنند و علی رغم تلاشهای زیاد، نصیرخان بختیاری حاکم یزد (معروف به سردار جنگ بختیاری) در اولین مدافعات توفیقی نیافت و تا زمانی که بوسیله پول و قولهای فراوان بین خوانین طوایف لشنی و چهارراهی تفرقه ایجاد ننمود موفق به پیروزی نشد اما با اختلاف افکندن بین خوانین مذکور پس از زد و خوردهای خونین ایل چهارراهی را در دشت سرچهان شکست داده و از راه گدار خالص به آباده طشک آمده ایلات لشنی نیز پس از تفرقه حاصله توان مقاومت در برابر توپها و لشکر سردار جنگ که بوسیله دولت مرکزی تقویت شده بود را نداشته شکست سنگینی خوردند و نهایتاً با تبعید باقیمانده افراد لشنی به قم، ورامین و مشهد و بخشیدن مراتع، دشت و کوهستانهای آباده به اعراب خمسه به طور موقت غائله خاتمه یافت شرح جنگلهای سردار جنگ بختیاری با ایلات چهارراهی و لشنی در دیوان فرخی یزدی موجود است. البته پس از مدتی مجدداً گروه های متواری لشنی که در کوهستانهای اطراف پنهان شده بودند با حمله به اعراب خمسه و سپس پرداختن مقداری پول مراتع خود را پس گرفتند ولی آثار این گسست تاریخی، کم شدن جمعیت، قدرت، توان و شخصیتهای موثر و توانمند منطقه تا سالیان سال باقی ماند.
یکی از اتفاقات مهم دیگر در تاریخ معاصر آباده طشک مربوط به حمله قوای انگلیس موسوم به اس-پی-آر به شهر نیریز در حدود سالهای 7-1296 ه.ش میباشد که مردم آباده طشک را بر آن داشت تا با فرماندهی یکی از خوانین خود به نام سیف الله (از اجداد خانواده منفرد) در اعتراض به حضور بیگانگان در منطقه و برای کمک رساندن به اهالی نی ریز به قلعه ایشان (S.P.R) در نی ریز شبیخون زده و به انگلیسیهای مستقر در آنجا تلفات و صدماتی وارد نمایند که نتیجه این عملیات جسورانه سرکوب ایل لشنی و تصرف آباده طشک توسط سپاه ایشان در منطقه بود که در بین مردم به سال «سوجری» معروف گشته و هنوز خاطره صدمات و کشتارهای آن حمله در اذهان معمرین باقی است و کتاب وقایع التفاقیه (گزارش خفیه نویسان انگلیسی اثر سعیدی سیرجانی) و کتاب تاریخ ایران سرپرسی سایکس دارای مطالبی پیرامون این سرکوب میباشند.
كتابنامه
كتبي كه بعضي مطالب آنها در نوشته حاضر بطور مستقيم يا غير مستقيم استفاده شده بود عبارتند از:
1- ابن بلخي، فارسنامه، (مصحح لسترنج و نيكلمن) توضيح و تحشيه از دكتر منصور رستگار فسايي، شيراز، بنياد فارسي شناسي،1374 ش.
2- ابن خرداد به، ابوالقاسم عبيدالله بن عبدالله، المسالك و الممالك.
3- اصطخري، ابواسحاق ابراهيم بن محمدالفارسي، مسالك الممالك.
4- حسيني فسايي، ميرزا حسين، فارسنامه ناصري، به كوشش دكتر منصور رستگار فسايي،تهران، اميركبير، 1367ش.
5- حمدالله مستوفي قزويني، نزههالقلوب، به كوشش محمد دبير سياقي، تهران، انتشارات كتابخانه طهوري 1336ش.
6- سايكس، سرپرستي، تاريخ ايران، ترجمه محمد تقي فخرداعي گيلاني، تهران، دنياي كتاب، 1362ش.
7- شيرواني (شرواني)، زين العابدين، بستان السياحه، انتشارات كتابخانه سينايي، چاپ اول.
8- فرخي يزدي، ديوان اشعار.
9- قزويني، زكريا بن محمد، آثار البلاد و اخبار العباد.
10- لسترنج، گي، جغرافياي تاريخي و سرزمينهاي خلافت شرقي، ترجمه محمود عرفان، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ ششم، 1383 ش.
11- مقدسي، ابوعبدالله محمد بن احمد، احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم، ترجمه علينقي منزوي، تهران، 1361ش.
12- نفيسي، سعيد، تاريخ اجتماعي و سياسي ايران در دوره معاصر، تهران، انتشارات بنياد، چاپ چهارم، 1361ش.
13- وقايع التفاقيه- مجموعه گزارشهاي خفيه نويسان انگليس در ولايت جنوبي ايران از سال 1291 تا 1322 قمري به كوشش سعيدي سيرجاني، تهران نشر نو،1361 هـ .ش.
14- ياقوت حموي، شهاب الدين ابوعبدالله، معجم البلدان.
برگرفته از مقاله سعید امینی استاد دانشگاه